بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > تاریخ روان‌شناسی (10): نظریه‌ی اخلاط چهارگانه

تاریخ روان‌شناسی (10): نظریه‌ی اخلاط چهارگانه


تاریخ روان‌شناسی (10): نظریه‌ی اخلاط چهارگانه

نظریه‌ی اخلاط نظریه‌ای است که به تعادل و عدم‌تعادل در سلامت بدن انسان و شخصیت او می‌پردازد. این نظریه با دیگر نظریه‌های تعادلی نظیر طب سنتی چینی، طب آیوروِدایی [طب سنتی هند] و طب یونانی اشتراکات فراوانی دارد. نظریه‌ی اخلاط را نخستین‌بار در قرن چهارم پیش از میلاد بقراط صورت‌بندی کرد. او پیشنهاد کرد که تعادل چهار سیّال اصلی بدن (خون، بلغم، سودا و صفرا) نقش حیاتی در سلامت انسان دارد. جالینوس، پزشک، جراح و فیلسوف رومی، نظریه‌ی بقراطی را به‌ کار گرفت و وسعت بخشید. او برهمین‌اساس در رساله‌ی «در باب مزاج‌ها» به توصیف شخصیت انسان‌ها پرداخت. شخصیت دَمَوی [خونی] (شخصیتِ دل‌شاد و دارای اعتمادبه‌نفس) شخصیتی است که سیّال مسلط در بدنش خون است، اما شخصیت بلغمی سرد و آرام است. شخصیت صفراوی غضبناک است و انعکاس‌دهنده‌ی خصایص گرم و خشک صفراست. و نهایتا، شخصیت سوداوی نتیجه‌ی تسلط سیّال سودا در بدن است و خصیصه‌اش حزن و اندوه است. شخصیت ایدئال حاصل تعادل در آمیزش این اخلاط است.

در نزد بقراط، جالینوس و پیروانشان نظریه‌های اخلاطی و تعادلی این پیش‌فرض را دارند که سلامت جسمانی و شخصیت فردی بخشی از یک حلقه‌ی بزرگتر زیستی‌ است. این حلقه ستاره‌ها و سیّارات، سپهر زیست سیاسی، زندگی اجتماعی، عادات غذایی و آب‌و‌هوا را شامل می‌شد. در نگاه آنها، همه‌ی این عرصه‌ها نتایج مهمی برای سلامت و بخت افراد داشتند. چون بیماری‌های روانی و جسمانی نتیجه‌ی یک عدم‌تعادل اخلاطی بود، از پزشک انتظار می‌رفت که نهاد بیمار را به اندازه کافی بشناسد تا بتواند درمان مختص به آن فرد را ارائه بدهد. او باید عوامل جوّی، اجتماعی، طالع‌بینانه و مزاجی‌ای را که تعادل اخلاط را به زده بود شناسایی می‌کرد. 
نظریه‌ی اخلاط تا زمان ما نیز تداوم داشته است، هرچندکه امروز واژه‌ی «مزاج» بیشتر ترجیح داده می‌شود. نظریه‌‌ی شخصیتی که کارل گوستاو یونگ پرورانده است، بسیار به روح این سنّت اخلاطی وامدار است. این نکته به‌خصوص درباره‌ی آزمون پُرکاربرد شخصیت مایرز-بریگز که مبتنی بر کارهای یونگ است نیز صدق می‌کند. ظهور زیست‌پزشکی مدرن رویکرد اخلاطی را از رونق انداخت، اما در اواخر قرن بیستم نیاز به شناسایی عوامل روان‌شناختی برای بهبودبخشیدن به بهداشت‌و‌درمان مجددا احساس شد. 

 

ترجمه از
Pickren, Wade. E, The Psychology Book: From Shamanism to Cutting-edge Neuroscience, 250 Milestones in the History of Psychology, Sterling New York, 2014.
 


کلمات کلیدی:

تاریخ‌روان‌شناسی، اخلاط چهارگانه، بقراط، جالینوس